غزل شمارهٔ ۶۷۹

غزلیات

لطف ساقی بسی کرم فرمود
در میخانه ای به ما بگشود

هر چه در غیب و در شهادت بود
بود و نابود را به ما بنمود

جام گیتی نما هویدا کرد
می خمخانه را به ما پیمود

آتش عشق اوست در دل ما
خوش بود آتشی چنین بی دود

هو هو لا اله الا هو
لیس فی الدار غیره موجود

از ازل تا ابد عنایت او
بود با بندگان و خواهد بود

نعمت الله حریف و ساقی او
هر که آمد به بزم ما آسود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}