غزل شمارهٔ ۶۸۵

غزلیات

قادر پر کمال کن فیکون
آنکه او هست و بود و خواهد بود

هر چه امکان لطف بود و کرم
همه در حق بنده اش فرمود

با چنین نعمتی که او بخشید
شکر این بنده را چه خواهد بود

او یکی سایه اش به ما افکند
لاجرم در ظهور دو بنمود

همه عالم نشان او دارد
این نشان هم به نام او فرمود

ره به خلوتسرای عشق نبرد
عقل بیچاره گرچه جان فرسود

هر که یک دَم ندیم سید شد
نفسی خوش ز عمر خود آسود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}