غزل شمارهٔ ۶۸۹

غزلیات

بر بسته نقاب ، دل رباید
بنگر چه کند اگر گشاید

در آینهٔ وجود عالم
خود بیند و خود به خود نماید

ما دولت سر لی مع الله
یابیم ولی دمی نیاید

در دور دو چشم مست ساقی
توبه نکنیم و خود نشاید

چندان که خوریم می از این خم
نه کم شود آن و نه فزاید

یک ذات و صفات او فراوان
در هر صفتی دمی برآید

سید رند است و جام در دست
مستانه سرود می سراید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}