غزل شمارهٔ ۷۱۲

غزلیات

این و آن بود جمله آن گردید
این چنین بود آن چنان گردید

باز علم بدیع می خوانیم
این معانی از آن بیان گردید

هر که در صحبتم دمی بنشست
محرم راز عاشقان گردید

در مقامی که جان نمی گنجد
گرد آنجا کجا توان گردید

وانکه چون ما فتاد در دریا
قطره ای بحر بیکران گردید

هر که دل را به دلبری بسپرد
مونس جان دلبران گردید

نعمت الله پیر عارف بود
این زمان باز نوجوان گردید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}