غزل شمارهٔ ۷۲۸

غزلیات

آب چشم ما به روی ما فتاد
مردم دیده در این دریا فتاد

رند سرمستی به میخانه رسید
سر به پای خم نهاد از پا فتاد

برنخیزد جاودان هر کس که او
در خرابات آمد و آنجا فتاد

ما ز دریائیم و دریا عین ما
چشم ما روشن به عین ما فتاد

همدم جامیم و با ساقی حریف
این چنین ذوق خوشی ما را فتاد

دل برفت از ما و در دریا نشست
عاقبت محمود با مأوا فتاد

نعمت الله چون مقام خویش دید
بر در یکتای بی همتا فتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}