غزل شمارهٔ ۷۳۹

غزلیات

عاشقی کو سر به پای ما نهاد
روی خود در جنت المأوا نهاد

از سر دنیی و عقبی درگذشت
هر که پا با ما درین دریا نهاد

بر در میخانه هر کو بار یافت
سروری گردید و سر آنجا نهاد

کار ما چون از بلا بالا گرفت
مسند والای ما بالا نهاد

پانهد بر فرق عالم هر که سر
بر در یکتای بی همتا نهاد

رو به مه بنمود نور آفتاب
روشنی در دیدهٔ بینا نهاد

نعمت الله را به ما انعام کرد
خوان انعامش برای ما نهاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}