غزل شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

رندان همه مستند و می از جام ندانند
بی نام و نشانند از این نام نشانند

در صومعه گر زاهد رعناست مجاور
رندان به سراپردهٔ میخانه روانند

خوش آینه دارند در آن آینه روشن
بینند جمال خود و بر خود نگرانند

اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق
یک چند چنین بوده و یک چند چنانند

عشاق برآنند که معشوق بر آنست
ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است
بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند

از غافل مخمور مجو مستی سید
کز ذوق می و مستی او بی خبرانند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}