غزل شمارهٔ ۷۴۹

غزلیات

مده به باد هوا جان خویشتن بر باد
بنوش جام شرابی که نوش جانت باد

در آ به خلوت میخانه فنا بنشین
چه می کنی تو در این خانقاه ب بنیاد

هزار جان عزیزم فدای غم بادا
که خاطرم ز غم عشق می شود دلشاد

دلم ز دست بیفتاد در سر زلفش
اسیر گشت چه چاره کنم چنین افتاد

دمی که بی می و معشوق می رود باد است
دریغ عمر عزیزی که می رود بر باد

درم گشاد و گشادم از این درست که او
دری نماند که آن در به روی ما نگشاد

به جان سید رندان که از سر اخلاص
غلام خدمت اوئیم و بندهٔ آزاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}