غزل شمارهٔ ۷۷۲

غزلیات

در جهنم خراب می گردد
دیده ها پر ز آب می گردد

آن همه تخت و ملک را بگذاشت
این زمان در سراب می گردد

همچو سر گشته ای به گرما در
روز و شب در عذاب می گردد

سخت مخمور ماند میر قمر
همچنان بی شراب می گردد

رند مستی که یار سید ماست
نیک مست خراب می گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}