غزل شمارهٔ ۷۷۴

غزلیات

دیده عمری به سر روان گردید
به هوا گرد این جهان گردید

به خیالی که روی او بیند
گرد بر گرد این و آن گردید

او نظر کرد دیده روشن شد
نور او هم به او عیان گردید

ذره ای بود و آفتابی شد
این چنین بود آن چنان گردید

خوش نشانی ز بی نشانی یافت
نام گم کرد و بی نشان گردید

هر که آمد به سوی میخانه
واقف از ذوق عاشقان گردید

نعمت الله فتاد در دریا
قطره اش بحر بیکران گردید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}