غزل شمارهٔ ۷۷۸

غزلیات

همه در بحر بیکران غرقند
چون حبابند این و آن غرقند

غرق آبند و آب می جویند
از ازل تا ابد چنان غرقند

تن ما چون حباب و جان موجست
عشق بحر است و عاشقان غرقند

کشتی ما کجا رسد به کنار
ناخدایان در این میان غرقند

بحر در جوش و باده در کار است
بر چه باشد که بحریان غرقند

هفت دریا درین محیط وجود
دیده ایم و یکان یکان غرقند

رند دریا دلیست سید ما
سید و بنده جاودان غرقند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}