غزل شمارهٔ ۸۰۶

غزلیات

گر یار غار خواهی مائیم یار سید
ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید

هر آینه که بینی جام جهان نمائیست
چون نور می‌نماید روی نگار سید

سید در انتظار است تا کی رسد اشارت
گرچه بود جهانی در انتظار سید

صیاد عقل اول عالم بود شکارش
سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید

صاحبدلان کامل در عشق جان سپردند
بر خاک ره فتاده در رهگذار سید

هرجا که رند مستی است در گوشهٔ خرابات
باشد چو دردمندان او درد خوار سید

گفتم که می رساند ما را به حضرت او
حق گفت نعمت الله این است کار سید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}