غزل شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

قطره و دریا به عین ما نگر
همچو ما در بحر ما ، ذما را نگر

یک زمان با ما در این دریا در آ
آبرو می جو و در دریا نگر

خط محور از میانه طرح کن
بگذر از قوسین و ادنی را نگر

ترک سرمستی اگر خواهی بیا
لحظه ای در چشم مست ما نگر

آینه بردار و روی خود ببین
آنچه پنهان دیده ای پیدا نگر

در سرم سودای زلفت اوفتاد
حال این سودائی شیدا نگر

هیچ شی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله با همه اشیا نگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}