غزل شمارهٔ ۸۱۶

غزلیات

یک نظر در چشم مست ما نگر
نور او در دیدهٔ بینا نگر

خوش بیا در چشم ما بنشین چو ما
جو بجو می بین و در دریا نگر

رند سرمست خوشی گر بایدت
در خرابات مغان ما را نگر

هر چه هست آئینهٔ گیتی نماست
دیده بگشا در همه اشیا نگر

این عجائب بنگر ای صاحب نظر
جای آن بی جای ما هر جا نگر

از بلا چون کار ما بالا گرفت
مبتلا شو در بلا بالا نگر

نعمت الله را به نور او ببین
آفتابی در قمر پیدا نگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}