غزل شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

هر چه می بینی همه مطلق نگر
خلق را بگذار و جمله حق نگر

عشقِ او دریا و ما ماهی در او
حال این ماهی مستغرق نگر

عاشق و معشوق شد مشتق ز عشق
گر تو مشتاقی در این مشتق نگر

عشق او چون بلبل و جان برگ گل
گلستان و بلبل و رونق نگر

آیهٔ تنزیه و تشبیهش بخوان
این مقید بین و آن مطلق نگر

ما نه مائیم و نه او فافهم تمام
صورت و معنی این مغلق نگر

نعمت الله گوهر دریای ماست
گوهر دریا در این زورق نگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}