غزل شمارهٔ ۸۳۷

غزلیات

مه نقاب آفتاب است ای پسر
آفتاب مه نقال است ای پسر

شب چنین باشد ولی چون روز شد
روشن است و آفتابست ای پسر

می نماید عالمی در چشم ما
چون حبابی پر ز آبست ای پسر

ساقی ما کرد میخانه سبیل
لطف ساقی بی حسابست ای پسر

میر مستانیم و با ساقی حریف
این سعادت زان جنابست ای پسر

گر بخواهی هفت هیکل نزد ما
حرفی از ام الکتاب است ای پسر

نعمت الله در خرابات مغان
عاشق و مست و خرابست ای پسر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}