غزل شمارهٔ ۸۴۶

غزلیات

مدتی گشتیم گرد بحر و بر
غیر نور او نیامد در نظر

صورت و معنی عالم را ببین
گنج و گنجینه به همدیگر نگر

گر بقا خواهی که یابی همچو ما
در خرابات فنا می بر به سر

صد هزار ار رو نماید آن یکیست
آن یکی در هر یکی خوش می شمر

در دو صورت در حقیقت رو نمود
خاتم و خلخال باشد هر دو زر

عقل دیگر عشق دیگر در ظهور
رند دیگر باشد و زاهد دگر

نعمت الله جمله اسما خواند و گفت
یک مسمی اسم او بی حد و مر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}