غزل شمارهٔ ۸۷۰

غزلیات

خوش بر در میخانه نشستیم دگر بار
خوردیم می و توبه شکستیم دگر بار

ما توبه شکستیم ولی عهد درستی
با ساقی سرمست ببستیم دگر بار

با عاقل مخمور دگر کار نداریم
رستیم ز درد سر و مستیم دگر بار

در خلوت زاهد بنشستیم دو روزی
المنةلله که برستیم دگر بار

ما اهل خدائیم و پرستیم خدا را
خود را به خدائی نپرستیم دگر بار

در دیدهٔ ما نقش خیالی است نظر کن
کان نقش خیالیست که بستیم دگر بار

ما را به لب جوی مجو زان که به مردی
چون صید از این جوی بجستیم دگر بار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}