غزل شمارهٔ ۸۸۲

غزلیات

آفتابی رو نموده بی غبار
گنج پنهان بود گشته آشکار

آینه بی حد نماینده یکی
آن یکی در هر یکی خوش می شمار

رند سرمستیم در کوی مغان
با خمار این و آن ما را چه کار

راه یاران گرامی هست نیست
جاودان می رو در این ره مردوار

ذوق اگر داری در آ در میکده
عشق می بازی دمی با ما بر آر

صورت و معنی است با ما در میان
نعمت الله است با ما در کنار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}