غزل شمارهٔ ۸۸۵

غزلیات

ساقیا جام خوشگوار بیار
آبروئی به روی ما باز آر

عاشقان مست و عاقلان مخمور
رند میخانه زاهد بازار

دل ما خلوتی است خوش حالی
لیس فی الدار غیره دیار

بحر و موج و حباب و جو آبند
چار نام و یکی بود ناچار

یک شرابست و جام رنگارنگ
یک وجود و کمال او بسیار

نوش کن جام و می به شادی ما
تا که گردی ز عمر برخوردار

نه شرابی که این و آن گویند
آن چنان می که باشدش خمار

جور او راحت دل و جان است
حاش لله کجا بود آزار

هر که انکار نعمت الله کرد
به خدا نیستش مگر اقرار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}