غزل شمارهٔ ۸۹۲

غزلیات

ساقی بیار جام می و دست ما بگیر
افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر

مائیم و آب دیده و خاک درت مدام
بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر

از ما مکن کناره که مائیم در میان
با ما جفا مجو به وفا دست ما بگیر

ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم
آورده ایم رو به شما دست ما بگیر

لطفت به بینوا نظری می کند مدام
مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر

دست نیاز سوی تو آورده ایم باز
ما را رها مکن صنما دست ما بگیر

چون دست گیر جمله افتاده ها توئی
برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}