غزل شمارهٔ ۸۹۶

غزلیات

رند مستیم و عشق شورانگیز
عقل مخور گو ز ما پرهیز

ساقیا خم می بیار آن دم
خم می بر سر حریفان ریز

بر در می فروش خوش بنشین
از سر کاینات هم برخیز

جاودان گر حیات می‌جوئی
جان و جانان به همدگر آمیز

گر حلیمی تو بردباری کن
آب دیده به خاک ایشان ریز

بر سر خاک عاشقان چو رسی
قصر شیرین بساز و هم شبدیز

همچو فرهاد میل خسرو کن
گو مترس از صلابت پرویز

عشق شیرین گرش بود فرهاد
عشق سرمست و خنجر سر تیز

عقل مخمور و إرهٔ عمری
به ازین نیست هیچ دست آویز

دامن سیدم به دست آور
به ازین نیست هیچ دست‌ آویز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}