غزل شمارهٔ ۸۹۸

غزلیات

در میخانه را گشادم باز
داد رندان تمام دادم باز

با حریفان نشسته ام سرمست
بزم شاهانه ای نهادم باز

در خرابات مست و رندانه
فارغ البال اوفتادم باز

غم عشقش که شادی جانست
شاد بادا که کرد شادم باز

دفتر کاینات می خواندم
شد به عشقش همه ز یادم باز

من چو شاگرد می پرستانم
در همه کار اوستادم باز

بندهٔ سید خراباتم
بر همه عاشقان زیادم باز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}