غزل شمارهٔ ۹۱۷

غزلیات

خوش دری بر روی ما بگشاد باز
آفتابی در قمر بنمود باز

جام و پیمانه به ما بخشید او
می به پیمانه به ما پیمود باز

مخزن اسرار را در باز کرد
گنجها ایثار ما فرمود باز

آفتاب حسن او چون رو نمود
مه ز نور روی او افزود باز

دیر آمد خود بر ما زود رفت
گفتمش جانا مرو نشنود باز

عقل شهبازیست خوش پرواز کرد
در هوای عاشقی فرسود باز

نعمت الله را به ما انعام کرد
عالمی از نعمتش آسود باز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}