غزل شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

شراب شوق را پیمانه می باش
حریف خلوت جانانه می باش

اگر تو مست مجنونی ندیدی
ببین لیلی و خود دیوانه می باش

در دل می زن اما در شب و روز
مقیم گوشهٔ آن خانه می باش

به صورت ساحلی معنی چو دریا
ورای این و آن دردانه می باش

دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم
بیا در کنج این ویرانه می باش

فدای عشق کن جان گرامی
دل و دلدار و هم جانانه می باش

درآمد از در دل نعمت الله
چو شمعی تو برو پروانه می باش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}