غزل شمارهٔ ۹۴۳

غزلیات

دُرد دردش چو صاف درمان نوش
نوش کن جام می فراوان نوش

جرعه ای دُرد درد اگر یابی
شادی روی دردمندان نوش

نوش نوش و خموش خوش می باش
آشکارا مکن به پنهان نوش

می ما مستی دگر دارد
عاشقانه بیا چو مستان نوش

نه شراب حرام می گویم
می پاک حلال جانان نوش

می خمخانهٔ محبت او
با حریفان و باده نوشان نوش

نعمت الله ماست ساقی ما
جام گیتی نما چو رندان نوش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}