غزل شمارهٔ ۹۶۹

غزلیات

جام عین شراب دریابش
همچو آب و حباب دریابش

همه عالم تن است و او جانست
خوش حبابی پر آب دریابش

آفتابی ز ماه بسته نقاب
ماه بین آفتاب دریابش

دامن بندگی ساقی گیر
شاه عالی جناب دریابش

غیر او گر خیال می بندی
می نماید به خواب دریابش

گر به میخانه فرصتی یابی
نوش می بی حساب پایانش

نعمت الله را اگر یابی
رند و مست و خراب دریایش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}