غزل شمارهٔ ۹۸۷

غزلیات

ای گشته خجل از گل روی تو شقایق
حیران شده در نرگس مست تو خلایق

بسیار بگشتیم به هر باغ و ندیدیم
سروی چو قدت رسته در اطراف حدائق

اکنون که چمن رونق گلزار جنان شد
رو بادهٔ گلگون طلب و یار موافق

از دامن خود دست مدار ای دل شیدا
باشد که میسر شودت کشف حقایق

رندی که نهد پا به ره کعبهٔ مقصود
واجب بود اول قدمش ترک علایق

اسرار مرا زاهد مخمور چه داند
دُردی کش میخانه کند حل دقایق

سید سر خود گیر که در عالم وحدت
مجنون همه لیلی شد و عذرا همه وامق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}