غزل شمارهٔ ۹۹۵

غزلیات

آفتابی می پرستم لایزال
مهر من هرگز نمی گیرد زوال

دیده در آئینهٔ گیتی نما
دیده تمثال جمال بی مثال

گرچه ذره می نماید آفتاب
ماه نور او نماید بر کمال

یک نفس با ما درین دریا درآ
نو شکن گر تشنه ای آب زلال

می نماید حسن او هر آینه
او جمیل و دوست می دارد جمال

چشم مستش چشم بندی می کند
می برد از چشم ما خواب و خیال

رند سرمستیم و با سید حریف
عاشق و معشوق دائم در وصال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}