غزل شمارهٔ ۹۹۹

غزلیات

دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دل
دل خلوت خداست و ما ساکنان دل

یار است در میان و منم در کنار جان
یار است در کنار و منم در میان دل

هر کس معانی دل و جان کی بیان کند
از جان ما شنو به حقیقت بیان دل

از اهل دل نشان دلم جو که در جهان
جزاهل دل کسی نشناسد نشان دل

عقلست در ولایت تن کارساز جان
عشقست در ممالک جان پاسبان دل

ای جان بیا و بادهٔ صافی ما بنوش
از دست ساقئی که بود خاص از آن دل

سید چو بلبلی است که در بوستان عشق
می‌سازد این نوای خوش از بوستان دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}