غزل شمارهٔ ۱۰۱۸

غزلیات

مائیم ز نار عشق آدم
مائیم ز نور مهر خاتم

ما در دم عشق همچو نائیم
او در دم ما چو روح در دم

دردیست مرا ورای درمان
زخمی است مرا به جای مرهم

مائیم به وصل دوست دلشاد
مائیم ز هجر یار در غم

گه شبنم گلستان عشقیم
گاهی شده جمع و آمده یم

در ملک قدم قدم نه از عشق
تا گویندت که خیر مقدم

از لوح ضمیر نعمت الله
برخوان تو رموز اسم اعظم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}