غزل شمارهٔ ۱۰۳۹

غزلیات

توبه از زهد و زاهدی کردم
در خرابات مست می گردم

می خمخانهٔ حدوث و قدم
شادی روی عاشقان گردم

خاطر کس ز من ملول نشد
ننشسته به دامنی گردم

دُردی درد دل همی نوشم
دردمندانه همدم دردم

زن دنیا و آخرت چه کنم
رند و مست و مجرد و فردم

عاشق و صادقم گواهانم
اشک سرخست و چهرهٔ زردم

بندهٔ سید خراباتم
هر چه فرمود بنده آن کردم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}