غزل شمارهٔ ۱۰۵۷

غزلیات

تا گلی از گلستانش چیده ام
بر لب غنچه بسی خندیده ام

ماه در چشمم نمی آید تمام
کافتاب حسن او را دیده ام

هر کجا جام مئی آمد به دست
شادی او خوش خوشی نوشیده ام

تا توانستم به عشق عاشقان
در طریق عاشقی کوشیده ام

ز آتش عشقش چو خم می فروش
نیک مستانه به خود جوشیده ام

رندم و رندان مریدان منند
پیرم و رندی بسی ورزیده ام

می نمایم نعمت الله را چو نور
گرچه از چشم همه پوشیده ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}