غزل شمارهٔ ۱۰۷۰

غزلیات

سخنی خوش به ذوق می گویم
یاری از اهل ذوق می جویم

بزم عشق است و خرقهٔ سالوس
عاشقانه مدام می شویم

عشق و معشوق و عاشق خویشم
لاجرم غیر خود نمی پویم

من و او و تو چون یگانه شدیم
تو منی ای عزیز من اویم

آفتابی در آینه بنمود
روشن از نور روی مه رویم

روح قدسی خموش خواهد بود
در مقامی که من سخن گویم

یک زمان سیدم دمی بنده
گاه سلطان و گاه انجویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}