غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

غزلیات

بگذر ز وجود و ز عدم هم
بگذر ز حدوث وز قدم هم

در آب بشو کتاب معقول
بشکن تو دوات را قلم هم

رو دنیی و آخرت رها کن
تا نور نماند و ظلم هم

می نوش ز خم خسروانی
آخر چه کنی تو جام جم هم

آنجا که منم نه صبح و نه شام
نه روز و نه شب نه بیش و کم هم

میخانه اگر چه بیکران است
می نوش به قدر خویش هم هم

نعمت بگذار نعمت الله
از لا چه گشاید و نعم هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}