غزل شمارهٔ ۱۱۱۵

غزلیات

نقش عالم خیال می بینم
در خیال آن جمال می بینم

همه عالم چو مظهر عشقند
همه را بر کمال می بینم

ساغر باده ای که می نوشم
عین آب زلال می بینم

نور چشمست و در نظر دارم
از سر ذوق و حال می بینم

آینه پیش دیده می دارم
حسن او بی مثال می بینم

ترک رندی و عاشقی کردن
از دل خود محال می بینم

نعمت الله را چو می بینم
صورت ذوالجلال می بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}