غزل شمارهٔ ۱۱۲۰

غزلیات

هر چه بینم به نور او بینم
گل وصلش به دست او چینم

غیر او چون که نیست در عالم
پیش غیری چگونه بنشینم

صورتا جامم و به معنی می
باطناً آن و ظاهراً اینم

خسرو عاشقان سرمستم
بلکه جان عزیز شیرینم

غیر او در دلم نمی گنجد
این چنین است غیرت دینم

نفسم جان به این و آن بخشد
این و آن می کنند تحسینم

نعمت الله به من نماید رو
جام گیتی نما چو می بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}