غزل شمارهٔ ۱۱۴۱

غزلیات

مستیم و خراب و می پرستیم
پنهان چه کنیم مست مستیم

گوئی مستی و رند و عاشق
آری مستیم و رند هستیم

برخواسته از سریر هستی
بر مسند نیستی نشستیم

مستیم و مدام همدم جام
صد شکر که توبه را شکستیم

تا جان باشد شراب نوشیم
کردیم این شرط و عهد بستیم

در بند خیال دی و فردا
بودیم امروز باز رستیم

شادی روان نعمت الله
می می نوشیم و می پرستیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}