غزل شمارهٔ ۱۱۵۷

غزلیات

عشق او در میان جان داریم
لذت عمر جاودان داریم

تا گرفتیم آن میان به کنار
هرچه داریم در میان داریم

عاقل این دارد و ندارد آن
عاشقانیم و این و آن داریم

می رود آب چشم ما هر سو
در نظر بحر بیکران داریم

خبر عاشقان ز ما می جو
که خبر ما ز عاشقان داریم

آفتابیست درنظر پیدا
نورش از دیده چون نهان داریم

نعمت الله به ما نشانی داد
این چنین نام از آن نشان داریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}