غزل شمارهٔ ۱۱۷۹

غزلیات

تا بیانش در کنار آورده ایم
عاشقانه جان نثار آورده ایم

حسن او بر دیده نقشی بسته ایم
عالمی نقش و نگار آورده ایم

کار جان بازیست کار عاشقان
جان درین بازی به کار آورده ایم

جان ما حلقه به گوش عشق اوست
گوش پیش گوشوار آورده ایم

بر سر دار فنا دار بقاست
ما از آن سر پای دار آورده ایم

بر در میخانهٔ معشوق خود
عاشقان را صدهزار آورده ایم

گر رسول الله از دنیا برفت
نعمت الله یادگار آورده ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}