غزل شمارهٔ ۱۱۹۰

غزلیات

ماییم کز جهان همه دل برگرفته‌ایم
جان داده‌ایم و دامن دلبر گرفته‌ایم

مست و خراب و عاشق و رندیم و باده‌نوش
آب حیات از لب ساغر گرفته‌ایم

چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است
رندانه ما طریق قلندر گرفته‌ایم

صدبار خوانده‌ایم کلام خدا تمام
امروز فاتحه دگر از سر گرفته‌ایم

عشق آتشی گرفته و در جان ما زده
ما شمع‌وار از آتش او در گرفته‌ایم

بر لب گرفته‌ایم لب جام می مدام
دامان ساقی و لب کوثر گرفته‌ایم

یاران ندیم مجلس ما نعمت الله است
بنگر که ما حریف چه درخور گرفته‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}