غزل شمارهٔ ۱۱۹۲

غزلیات

عشق است که مبتلای اوئیم
در هر حالی برای اوئیم

مستیم و حریف می فروشیم
خاک در آن سرای اوئیم

دل داده به باد در خرابات
سرگشته و در هوای اوئیم

در بحر محیط غرق گشتیم
مائیم که آشنای اوئیم

درد آمد و دردمند میجست
می گفت که ما دوای اوئیم

چون اوست دوای بینوایان
ما بندهٔ بینوای اوئیم

از دولت بندگی سید
شاهیم ولی گدای اوئیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}