غزل شمارهٔ ۱۲۱۶

غزلیات

ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
مستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم

از ما نشان ذوق خرابات جو که ما
مستیم و لاابالی و رندانه می رسیم

ای عقل دور باش که رندیم و باده نوش
از بزم عشق و مجلس جانانه می رسیم

پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیم
شمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم

تاجی ز ذوق بر سر و در بر قبای عشق
بسته کمر به عزت و شاهانه می رسیم

سرمست می رسیم ز میخانهٔ قدیم
مخمور نیستیم که مستانه می رسیم

از بندگی سید خود می رسیم باز
از ملک غیب ، ببین که چه مردانه می رسیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}