غزل شمارهٔ ۱۲۲۴

غزلیات

نعمت الله می است و عالم جام
این چنین جام و می مراست مدام

جز از اینسان حلال نیست شراب
هر که نوشد جز این شراب حرام

ساقی مست مجلس عشقیم
می فروشم حریف و همدم جام

در خرابات کاینات مجو
همچو من دردمند درد آشام

می وحدت به ذوق می نوشم
ذوق داری به بزم ما بخرام

جام و باده شدند همدم هم
مجلس می فروش یافت نظام

عشق شاد آمدی به پافرما
عقل خوش می روی به خیر و سلام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}