غزل شمارهٔ ۱۲۳۸

غزلیات

به نور طلعت او گشته چشم ما روشن
نموده در نظر نور کبریا روشن

نگاه کردم و دیدم به نور او او را
به نور او بنگر تا شود تو را روشن

فروغ نور جمالش که شمع انجمن است
چراغ مجلس ما کرده حالیا روشن

اگر نه نور جمالش به ما نماید رو
جمال شه که نماید به هر گدا روشن

ندیده دیدهٔ بیگانه زان که تاریک است
ولی ببین که شده چشم آشنا روشن

گرفته جام می و مست آمده در بزم
به ما نموده در آن جام می لقا روشن

همیشه در نظرم نور نعمت الله است
نگر به دیدهٔ ما نور چشم ما روشن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}