غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

غزلیات

ای به روی تو دیده ها روشن
ای به نور تو جان ما روشن

به کمالت زبانها گویا
به جمال تو چشمها روشن

نور چشم منی از آن شب و روز
من به تو دیده ام تو را روشن

مردم دیده تا به خود بیناست
در همه دیده ام خدا روشن

مهر تو آفتاب جان و دل است
من چو ذره در آن هوا روشن

عشق تو شمع خلوت جان است
دل پروانه زان ضیا روشن

صورت روی خوب سید ماست
نور معنی والضحی روشن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}