غزل شمارهٔ ۱۲۵۸

غزلیات

نور رویش به چشم او می بین
گل وصلش به دست او می بین

از سر جان روان چو ما برخیز
جاودان پیش عاشقان بنشین

ما حبابیم و عین ما آب است
نظری هم به عین ما بگزین

دل ما انقیاد محبوب است
به از این دین ما که دارد دین

چین زلفش صبا دهد بر باد
این خطابین که می رود بر چین

عشقش مستست و عقل مخمور است
کی کند عشق عقل را تمکین

ذوق سید حباب می بخشد
تا ابد گو ذوق به او آمین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}