غزل شمارهٔ ۱۲۶۰

غزلیات

ذوق ما داری بیا با ما نشین
عاشقانه خوش درین دریا نشین

چست برخیز از سر هر دو جهان
بر در یکتای بی همتا نشین

چشم ما روشن به نور روی اوست
خوش بیا بر دیدهٔ بینا نشین

سر بنه در پای خم رندانه وار
در خرابات فنا بالا نشین

گرد نقطه مدتی کردی طواف
دایره گر شد تمام از پانشین

گر نیابی همدمی و محرمی
همنشین خود شود تنها نشین

مجلس عشق است و ما مست و خراب
نعمت الله بایدت با ما نشین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}