غزل شمارهٔ ۱۲۷۲

غزلیات

حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران
با جمله در حدیث و جمال تو بس عیان

فی الجمله چون منم تو همه کیستی بگو
ور خود توئی بگو که من اکنون شدم نهان

در کعبه و کنشت و خرابات وصل تست
در زهد و در صلاح و در انکار و امتحان

فی الجمله عارفیم به هر صورتی که هست
در دیدن صفات و کمال تو هر زمان

با ما توئی و از تو جدا نیست هیچ چیز
پیوند ما و تو به کرم هست جاودان

نور تو آسمان و زمین را ظهور داد
روشن شد از جمال و کمال تو این جهان

سید به بنده داد و جودی ز جود خود
بنمود آنچه بود به ارباب این و آن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}