غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

غزلیات

قدمی نه به خلوت یاران
یار اگر بایدت بیا یاران

هر که ما چون فتاد در دریا
کی خورد غم ز قطرهٔ باران

کار ما عاشقی بود دائم
بود این کار کار بیکاران

ما و رندی و خدمت ساقی
زاهد و بندگی هشیاران

هر عزیزی که می خورد با ما
نبود خار پیش میخواران

وه که زلف بتم چه طرار است
می برد دل ز دست عیاران

بندهٔ سید خراباتم
لاجرم سرورم به سرداران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}